هیئت محبان الزینب (امام رضا) مذهبی و معنوی،سیاحتی و گردشگری آخرین مطالب نويسندگان یک شنبه 24 دی 1391برچسب:, :: 12:19 :: نويسنده : سید ابوالقاسم قوامی
داستان: سركه فروش با اخلاصي بود در تهران .
روزي به فرزندانش گفت : دوست دارم روزي كه مُردم ، تهران تعطيل شود و به تشييع جنازه ي من بيايند.
فرزندانش خنديدند ...
روز شهادت امام كاظم ، روز تشيع جنازه ي اين سركه فروش بود . تمام تهران تعطيل .
از خياباني تشييع شروع شد كه دسته هاي عزاداريِ تهران از آنجا مراسم خود را شروع مي كردند.
آنجنان تشييع جنازه باشكوه بود كه كسي باورش نمي شد .
اما در مقابل ، داستان روحاني نماي بي اخلاصي هم بود كه براي خودش رساله اي چاپ و به 5 زبان ترجمه كرده و فكر مي كرد اگر بميرد ، تمام مردم ايران در تشييع جنازه اش شركت مي كنند .
در روزي مُرد كه قُم بُمباران مي شد و كسي به جز 17 نفر براي تشييع جنازه اش نيامدند پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |